چگونه قانون جذب، خودآگاه و ناخودآگاه زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهد؟

مقدمه:

دانسته یا ندانسته ما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه ( پیشنهاد میکنم مقاله نقش ناخودآگاه در رسیدن به خواسته ها، اهداف و موفقیت های زندگی چیست؟ را مطالعه کنید)از قانون جذب در زندگی استفاده می کنیم و بهتر آن است که بشناسیمش و برنامه ریزی اهدافمان را براساس این قانون بگذاریم. گذشتگان ما بدون آنکه مطلع باشند برای رسیدن به خواسته هایشان به صورت ناخودآگاه این قانون را بکار می گرفتند بنابراین ما نیز قادریم به راحتی از آن در زندگی مان استفاده کنیم.

پیام قانون چیست؟

افکار و نیت ها (نشخوارهای ذهنی و افکار منفی مهمترین عامل نگرانی، استرس و افسردگی قسمت۱) در ذهن ما دارای انرژی هستند بنابراین وقتی فکر می کنیم پرتویی از انرژی را به سمت کائنات می فرستیم و تجسم آن انرژی به سمت ما برمی گردد و در واقع ما جذب کننده صورت تجسم یافته و مادی آن انرژی ( فکر و نیت) هستیم.

به بیان ساده تر:

به هر چیزی فکر کنیم آن چیز به صورت مادی عینیت می یابد. در واقع هرچه بر چیزی تمرکز بیشتری داشته باشیم ورودش را به زندگی مان قطعی تر می کنیم.

هرچه تمرکز و توجه مان بر نیت و خواسته مان بیشتر باشد شکل تجسم یافته آن از کیفیت بالاتری برخوردار می شود.

مثلا: اگر ما دوچرخه ای را می خواهیم براساس میزان توجه مان به خواسته یعنی خود را در حال دور زدن با آن در خیابان تصور کردن یا به دنبال آن و خریدنش بودن ویا  تمیز کردنش و … سبب جذب سریع تر آن می شود.

چگونه چیزی را جذب کنیم؟

روش جذب خواسته های مان براساس این قانون بسیار بحث برانگیز می باشد در اینجا به چهار مورد از آن اشاره می کنیم:

  1. به طور دقیق بدانیم خواستار چه چیزی هستیم. (با جزئیات و مختصات)
  2. آن را از کائنات درخواست کنیم.
  3. رفتارمان به گونه ای باشد که انگار هم اکنون و مدتی است که آن را دریافت کرده ایم.
  4. خود را برای دریافتش آماده کنیم و نسبت به آن وابسته نشویم.

عوامل موثر در روند قانون جذب:

در اینجا به چندین عامل موثر در جذب خواسته ها اشاره می کنیم.

۱.معقتد بودن به قانون جذب و نیروی فکر:

یعنی هرچه اعتقاد عمیق تری به این قانون داشته باشیم. روند رسیدن به خواسته مان سریعتر انجام گرفته و سبب برانگیختگی کائنات (چگونه با قوانین طبیعی کائنات همنوا و هماهنگ شویم) می گردد.

۲.معتقد بودن به اینکه  در روند رسیدن به خواسته های مان از کمک افراد و چیزهای دیگر بهرمنده می شویم:

این نکته با اهمیتی می باشد وقتی می دانیم از زمان بیداری مان در صبح همه هستی (چگونه کائنات و مسیر جذب را با خود همراه سازیم؟) آماده کمک به ما هستند؛ سبب جذب بهترمان می شود. در واقع باید این اطمینان را داشته باشیم که همه کائنات خواستار رسیدن ما به خواسته مان هستند. هیچ چیزی در این هستی وجود ندارد که برخلاف ما باشد. مخالفت های سطحی نیز با ما موافق می شوند. برای نمونه:

حتی کلاغ هم سهمی در بدست آوردن کاغذ آگهی فروش اقساطی برای ما دارد. حتی شاید همسایه مان که همیشه با ما ناسازگار بوده به خاطر گم کردن کلید؛ دوچرخه اش را در خانه ما به امانت بگذارد…

۳.جهت نیات ما باید مثبت و به سود کائنات باشد:

این نکته توضیحی ندارد ولی به عنوان مثال به ندرت ما خواسته ای چون دزدی بانک سرکوچه را داریم.

۴.خالق کائنات و هستی را به یاد داشته باشیم:

گاهی وقت ها ما فقط خواهان رسیدن به خواسته ای هستیم که دوست داریم اما متوجه دریافت خواسته مان به گونه ای دیگر می شویم.

مثلا به جای دریافت دوچرخه؛ سه چرخه یا موتورسیکلت می گیریم در واقع این قضیه به تشخیص خالق کائنات صورت گرفته است.

براساس این قانون ما جذب کننده چه کسانی هستیم؟

هر فردی دارای دوستان خاصی در زندگیش می باشد که تقریبا همه دوستانش؛ دارای ویژگی های مشابه هم هستند. یا به عبارتی دیگر: دوستان هر فردی؛ کسانی هستند که دارای ویژگی های اخلاقی مشابه هستند. پیشنهاد میکنم آموزش چرا قانون جذب برای من کارساز نیست؟ قسمت ۱: جذب همسر را مطالعه کنید.

قانون جذب علاوه بر اشیاء در مورد افراد نیز صدق می کند. یعنی ما قادر به مشخص کردن فردی هستیم که قصد جذبش را داریم.

براساس یافته ها هر فردی بسته به نوع تفکراتش یک هاله انرژی در اطرافش دارد.

تفکر مثبت دارای هاله انرژی مثبت و تفکر منفی دارای هاله انرژی منفی می باشد.

بنابراین براساس هاله اطراف هر شخص، نزدیکی با هر دو گروه تاثیر به سزایی در رفتار ما دارد. به عنوان مثال فکر کنید که چرا یک کودک در بغل مادرش خوب است؟

حتما به دلیل عشق خالصی است که مادر به کودکش می دهد و با بغل گرفتن کودک، او را در حوزه و افراد منفی نگر نیز صادق است.حتما تا به حال پیش آمده که با معاشرت با افراد منفی دچار کاهش انرژی شده اید. براساس قانون جذب هر انرژی تمایل دارد انرژی شبیه به خودش را جذب کند.

به خاطر همین است که قانون جذب بیان می کند: شما خواسته ی خود را مطرح کرده و به آن فکر کنید و سپس ما با تلقین به نفس کردن و تاباندن انرژی به هستی ، آنچه را که در موردش تفکر می کردیم به صورت تجسم یافته ای کسب می کنیم. این پایه قانون جذب می باشد.

 قانون علوم پایه درباره قانون جذب چه می گوید:

اشکال کم تراکم انرژی  همیشه تمایلشان به سمت اشکال پرتراکم می باشد.

در مورد جذب افزاد و اینکه ما جذب کننده چه افرادی هستیم، نمی توان افرادی را که ورودشان به زندگی مان براساس  انتخاب ما نبوده، را جزء آن قرار داد. مثل پدر، مادر، برادر، معلم و … ولی در مورد دوستان و همسرمان جذب به صورت اختیاری انجام می شود.

ما همیشه جذب کننده افرادی هستیم که نه تنها شبیه خودمان فکر و رفتار می کنند بلکه بسیار بیشتر از خودمان آن رفتار و افکار را دارند. مثلا اگر ما عادت به روزی پنج بار غیبت کردن داریم فردی که جذب می کنیم روزی پنجاه بار این کار را انجام می دهد. و همچنین اگر ما نمره اعتقادمان به رحمت خدا بیست باشد، نمره فردی که جذب می کنیم دویست می باشد. بنابراین ما به صورت ناخودآگاه جذب کننده افرادی هستیم، که دقیقا بازتاب رفتار خودمان در قالب یک انسان هستند.

به گفته بزرگان: انسان ها و دوستان مانند آینه رفتار ما محسوب می شوند و سبب می شوند که ما نسبت به خودمان شناخت پیدا کنیم.

چگونه بر اساس قانون جذب، ترس های خود را جذب می کنیم؟

بر طبق ضرب المثل « موش داخل کاسه آدم وسواسی می رود» ترسیدن نسبت به یک امر مهم یا حتی غیر مهم سبب جذب آن به سویمان می شود. به عنوان مثال، ترس از مریضی سبب ابتلا به آن می شود. و همین طور در مورد جذب افراد، به عنوان مثال:

من فرد دروغگو را دوست ندارم و در نهایت فردی بسیار دروغگو را جذب می کنم. یا همیشه می گوییم« از آدمهای خسیس متنفرم» و در واقع این تنفر از ترس گرفتار شدن به چنین آدمی نشات می گیرد. و در نهایت یک آدم خسیس را جذب می کنیم.

پس در اولین قدم ما با ترس و افکار منفی خودمان این افراد ناپسند را در حوزه فکر  و هاله انرژیمان قرار داده و جذب می کنیم.

قانون کارما چه نقشی در جذب ترس هایمان دارد؟

علت دیگر جذب افراد بد براساس قانون کارما( پیشنهاد می کنم مقاله: چگونه قانون کارما را در جهت سودمندی و منفعت خود قرار دهیم؟) مطالعه کنید، می باشد به عنوان مثال: دوست ما دارای همسری خشن و بداخلاق می باشد. با سرزنش به او می گوییم که: « باید درانتخاب همسرش دقت بیشتری می نمود» و با این سرزنش، بومرنگ مان را در مسیر ناراحتی دوستمان پرتاب کرده و حتما باید به انتظار برگشتن بومرنگ بنشینیم. ( زندگی بازی بومرنگ هاست) گاهی افرادی هستند که با وجود دقت بالایشان در انتخاب باز هم درگیر افراد مشکل دار شده اند (برای امتحان الهی).

قابل ذکر است که کسی گناهکار متولد نمی شود بلکه دوستان بد سبب خطای او شده اند. بنابراین بر طبق گفته ی لوهیزهی به فرد گناهکار عنوان مریض بدهیم و آگاه  باشیم که یک مریض به درمان جسمی و روحی نیاز داریم.

از اینکه در این مقاله با زندگی برتر همراه بودید سپاسگزارم. دیدگاه و پیشنهادات خودتان را برایمان ارسال کنید، چه بسا دیدگاه شما موضوعات مناسبی برای مقالات بعدی باشند.

منبع: زندگی برتر

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوازده − 5 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.