چگونه بینش درونی و ضمیر ناخودآگاه باعث موفقیت های بزرگ می شوند؟

بعضی مواقع اشخاصی که قادر به ایجاد تصمیمات درست و نظریه های خاصی می شوند، در اکثر مواقع دارای طرز فکر متفاوتی به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه هستند.

در واقع این افراد به احساسات درونی ضمیر ناخودآگاه خود بله می گویند. شما می توانید برای دستیابی به اهدافتان، ایجاد تصمیمات درست و کسب پاسخ های ذهنی از بینش درونی تان کمک بگیرید.

چگونه احساسات درونی و نیروی ذهن با هم منجر به ایجاد تصمیمات درست می شوند؟

ضمیر ناخودآگاه و بینش درونی که به آن شریک مخفی ای گفته می شود در درون همه ی افرادی که دارای ذهنی هوشیار هستند وجود دارد و می توان گفت تقریبا پاسخگوی تمامی مسائل زندگی می باشد.

ایجاد روش های حل مشکلات، خلق ایده های نو برای تغییر زندگی که حاصل بینش هر فردی می باشد، نتیجه ترکیب یا متعادل شدن ناخودآگاه فرد با تمرکز و آرامش می باشد.

ایده ها و خلاقیت های افراد موفق همچون نویسندگان، هنرپیشه ها و… تنها حاصل آموزش های آکادمیک نبوده است، بلکه این موفقیت در اثر آمیختن این موارد با احساسات درونی و بصیرت ذاتی فرد می باشد. (نقش ناخودآگاه در رسیدن به خواسته ها، اهداف و موفقیت های زندگی چیست؟)

به عنوان مثال: ایده ای به سرشان خطور می کند سپس با خود می گویند «بله! همین درست است» وقتی که افراد به احساسات و ندای درونی خود بله می گویند و پاسخ های خود را از درون قلب و ذهنشان بدست می آورند سرشار از احساسات و هیجانات مثبت نسبت به آنچه که کشف کرده اند هستند.

در واقع این احساسات، توهمی و خودخواهانه نیستند بلکه احساساتی وصف ناشدنی از کسب راهکارهای درست می باشند.

چرا برخی افراد همیشه در مسیر درست خودشان قدم برمی دارند؟

در این موضع شانس هم دخیل می باشد ولی مسئله شانسی بودن همیشگی نیست. (چرا نقش ذهن موفق و متمرکز از تلاش و کوشش سخت در موفقیت بیشتر است؟)

علت اصلی موفقیت همیشگی این افراد، گوش سپردن به احساسات درونی و نیروی ذهنیشان چه به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه می باشد که در نتیجه منجر به ایجاد تصمیمات درست در زمان مناسب خودش می شود.

استفاده از عبارت هایی چون «طرز فکرهای تخیلی» یا «متفاوت فکر کردن» راهی است برای نشان دادن ارزش فرا درونی به منظور ایجاد تصمیم گیری درست می باشند. بعضی مواقع اشخاصی که قادر به ایجاد تصمیمات درست یا نظریه های خاصی می شوند، در اکثر مواقع دارای طرز فکر متفاوتی به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه هستند.

در واقع این افراد به احساسات درونی ضمیر ناخودآگاه خود بله می گویند.

شما می توانید برای دستیابی به اهدافتان، ایجاد تصمیمات درست و کسب پاسخ های ذهنی از بینش درونی تان کمک بگیرید.

راه دستیابی به بینش حقیقی چیست؟

اولین قدم، قبول کردن این که در درونتان از یک شریک مخفی و دانا برخوردار هستید. این ذهن ناخودآگاه شما است که راهنمای شما برای رسیدن به اهداف و ایجاد راهکار برای تمام کردن کارها می باشد. ضمیر ناخودآگاه اطلاعات لازم برای شکل گیری ایده های شما را در اختیارتان می گذارد. (چگونه دیدگاه های منفی خود را تغییر دهیم و آنها را به تفکراتی مثبت تبدیل کنیم؟)

برای قبول کردن مداوم قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را آماده کرده و تفکرات منطقی خود را کنار گذاشته و تلاش کنید آن را از لحاظ احساسی بپذیرید.

زمانی که به چنین مرحله ای از هیجان رسیدید، با پذیرش ضمیر خود، توانایی ها واقعی خود را تحسین کنید.

سپس، به طور شفاف تفکر کنید در جستجوی چه چیزی هستید به چه اطلاعاتی نیازمندید تا به کمک ضمیر درونی تان به اهدافتان برسید. با فکر کردن بر روی این موضوعات، ضمیر ناخودآگاه شما فعال شده و در این راه شما قادرید به او کمک کنید. (معنای واقعی و ساده کودک درون چیست؟)

چگونه کمک کنیم؟

باید بیشتر از ۲۰ بار مثلا زمان خواب، تکرار کنید:«ضمیر ناخودآگاهم راه درست را به من نشان خواهد داد» و پس از آن آرامش خود را حفظ کنید و بگذارید راهکارها در ذهنتان راه پیدا کنند.

مراحل تمرینی:

در این راه شما می بایست اطلاعات بیشتری در مورد موضوع کسب کرده و از این طریق به ضمیر خود برای اتخاذ پاسخ مناسب کمک کنید. تلاش شما بیشتر بر کسب اطلاعات باشد تا یافتن راهکار مناسب. بدین صورت از جنبه های مختلف موضوع آگاه شوید.

در حالت آگاهی خود را درگیر احساسات پیچیده نمی کنید. ضمیرناخودآگاه برای بدست آوردن پاسخ ها دست به کار می شود و سریعا آن را به ذهن شما مخابره می کند.

بگذارید اطلاعات مخابره شده در ذهنتان جای بگیرد. اصلا برای بدست آوردن پاسخ های سریع عجله نکنید. مطمئن باشید ضمیر ناخودآگاهتان پاسخ ها را در زمان معین اش به شما می دهد. (چگونه قوانین معنوی موفقیت سرعت پیشرفتمان در زندگی را تسریع می کنند؟)

اینها در صورتی عملی می شود که شما آرامش داشته باشید و فکرتان را درگیر مشکل نکنید. در این صورت است که جواب سوالات خود را بدست می آورید. و این نتیجه منطق و قدرت درونیتان است.

پروسه کار:

بهترین راه رسیدن به این هوشیاری:

  1. پذیرفتن نیروهای درونی و کسب ادراک احساسی
  2. کوشش کردن در جهت بدست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد موضوع
  3. تکرار مکرر عبارات کلیدی و الهام بخش

به عنوان مثال زمانی که در پی یافتن فرد مورد علاقه، مزایا یا معایب یک کار هستید. ناخودآگاه جواب را می دانید. تنها باید آن را کشف کنید، که این کار با تمرین امکان پذیر است.

از اینکه تا پایان این مقاله با ما همراه بودید سپاسگزاریم، یادتان نرود دیدگاهتان را برایمان ارسال کنید.

منبع: زندگی برتر

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده + 14 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.